آقا جان دست دلم را بگیر ...
همان که توبه هایش مایه خنده فرشته ها شده ...
همان که هیچ آبرویی ندارد پیش خدا...
همان که هنوز به عشق جمعه هایت زنده است ...
همان که دیشب برای آخرین بار توبه اش را ریختم توی جعبه ایی از امید و دادمش
دست فرشته ایی که برساندش دست خدا...
روی جعبه نوشتم...«آهسته حمل کنید، محتویات این جعبه شکستی است».
یکی نوشته بود:
تعجیل در فرج آقا ...
کم تر گناه کن!

به نام توست روزهای هر هفته، ولی نمی دانم
چرا درون دفتر شعرم مدام جمعه را نوشته ام
+
نوشته شده در ;ساعت ;
توسط محمد حسن محقق; |





