علماى مسلمان و بسيارى از علماى يهودى و مسيحى، دربارهى «رهبر موعود از نسل كيست» و «پيامبر آخرالزمان كيست» بحث كرده و پيروى خود از پيامبر و اهل بيتش را اعلام نمودهاند . (5)
دربارهى «كشته شدن رهبر موعود» ، مسيحيان پيرو «پولس» به تفسير متونى پرداختهاند كه ازمرد دردها و رنجها سخن مىگويد و چنان كه قوچ ذبح مىشود، كشته خواهد شد . اينان معتقدند وى عيسى بن مريم است . اما تطبيق متون، متناسب با او نيست; زيرا عيسى، ذريه و نسلى نداشت كه روزگار دراز يا كوتاهى زندگى كنند
.
اختلاف شيعه و سنى در رهبر موعود
شيعه معتقد است رهبر موعود، محمد بن حسن عسكرى است كه سال 256 هجرى متولد شد و والدش [امام] حسن عسكرى بر امامت وى تصريح كرده است . سپس به اذن خدا، او غيبت صغرى و كبرى مانند عيسى نمود . غيبت صغرى هنگامى بود كه خدا، وى را از نيرنگ حكومت عباسى نجات داد . وى از هنگام تولد، مخفى مىزيست و پدرش او را [از ديدهها ] پنهان مىكرد . پس از وفات پدرش در 261، شيعيان را توسط وكيلانش (نواب اربعه) راهنمايى مىكرد . نيابت اينان 69 سال (261- 329) به طول انجاميد .
غيبت كبرى، پس از وفات نايب چهارم (على بن محمد السمرى) آغاز شد . به هنگام وفات، وى به شيعه گفت: نايبى خاصى پس از او نخواهد بود تا خداى متعال، ولىاش را در آخر زمان ظاهر كند .
سنىها معتقدند مهدى هنوز متولد نشده است و در آخرالزمان به دنيا مىآيد .
تفصيل سخن در اختلاف شيعه و سنى دربارهى ولادت رهبر موعود و اينكه وى فرزند [امام ] حسن عسكرى استيا در آينده متولد مىشود، با تحقيق در اين مساله ممكن است . پيامبر جانشين و اوصيايى معصوم دارد و نقل سخن پيروان از امامانشان پذيرفته مىشود; زيرا مانند پيروان مذاهب ديگرند كه به نقل از رهبران مذهبى خود، مسايل فقهى و تاريخى را روايت مىكنند .
تمامى شيعه از زمان قديم، اتفاق نظر دارند كه پيامبر از امامان نام برده، شمارشان را گفته و هر امام، امام بعدى را معرفى كردهاست . [امام] حسن عسكرى خبر داده است فرزندى دارد كه وصى وى است و مهدى منتظر مىباشد .
گواه شيعه بر بيان امامت الهى اهل بيت توسط پيامبر، حديث ثقلين [كتاب الله و عترتى ] و حديثسفينه [مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح . . . ] است . دليل شيعه بر شمار امامان، حديث اثنىعشر [اثنى عشر نقيبا] است و گواه بر اينكه نخستين امامان الهى، على سپس حسن، بعد حسيناند، حديث غدير [من كنت مولاه فعلى مولاه] و حديث منزلت [انت منى بمنزلة هارون من موسى . . . ] و حديث كسا و حديث الحسن و الحسين سبط من الاسباط است كه همگى در احاديث معتبر سنى روايتشدهاند .
گواه امامت نه فرزند [امام] حسين، احاديث وصيت در كتابهاى معتبر شيعه است، مانند فرمايش امام باقر عليه السلام كه كلينى روايت كردهاست:
يكون تسعة ائمة من ذرية الحسين بن على، تاسعهم قائمهم .
نه امام از فرزندان حسين بن علىاند، كه نهمى قائم است .
امام صادق فرمود:
آيا مىپنداريد اوصياى ما هر كه را بخواهند وصى مىكنند؟ نه، والله! اين عهد و گفتهاى به جا مانده از رسول الله دربارهى امامى پس از امامى ديگر است تا به وى [ مهدى موعود (عج) ] پايان پذيرد .
در خبرى ديگر است:
تا به صاحب الامر ختم شود . (6)
مشخصهى سيرهى ائمهى نه گانه، در اختيار داشتن كتابهاى جامعه و جفر است كه امام على به نقل از پيامبر، در ديدارهاى خصوصى كه داشتند، نوشت و اخبار غيبى و كراماتى كه از امامان ديده شد كه جز از برگزيدگان مورد تاييد خداوند، ساخته نيست .
برادران اهل سنت كوشيدهاند ادعاى نام بردن امامان و نخستين امام; على عليه السلام توسط پيامبر را رد كنند . اينان مىگويند: احاديث نبوى كه گواه ادعاى شيعه است، دلالت ندارد يا سند آن ضعيف است، اما علماى شيعى با سنىها مناقشه كرده، اشتباه اهل سنت را بيان كردهاند .
برخى فرقههاى شيعى به ويژه زيديه، امامت دوازده امام را نپذيرفتهاند، اما علماى شيعى بدانان پاسخ دادهاند .
برخى نويسندگان معاصرنيز مىگويند: مهدى متولد نشده است; زيرا فقط يك فرقه از دوازده فرقهى پيرو حسن عسكرى، معتقد به ولادت مهدىاند . «نوبختى» در كتاب «فرق الشيعه» و اشعرى شيعى در «المقالات و الفرق» چنين گفتهاند .
جواب اينان را به تفصيل در كتاب «حول امامة اهل البيت و وجود المهدى» دادهام .
غيبتبه معناى وا نهادن عمل به احكام اسلامى نيست
غيبتبه معنى توقف عمل به احكام اسلام نيست . چگونه مىتواند چنين باشد، در حالى كه وجود اوصياى پيامبر، براى حفظ اسلام است تا راهى صحيح براى كسانى باشد كه مىخواهند به دين عمل كنند . امامان اين وظيفه را به بهترين صورت انجام دادهاند، بدين سان كه گروهى امين را براى فراگير علوم تربيت كردهاند .
پذيرش حكومتبر جامعهى اسلامى توسط امامان، جزئى از فعاليتهاى اينان بود، اما شرط اساسى براى پذيرش حكومت ، كه وجود ياورانى شايسته و پيرو امامان است، فراهم نشد . چنان كه امير مؤمنان فرمود:
اما والذى فلق الحبة و براالنسمة، لولا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر لالقيتحبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكاس اولها .
سوگند به آنكه دانه را شكافت و بشر را آفريد! اگر بيعت كنندگان نبودند و ياران، حجتبر من تمام نمىنمودند، رشتهى كار را از دست مىگذاشتم و پايانش را چون آغازش مىانگاشتم .
غيبت امام، راه چارهاى الهى در برابر مكر عباسىها بود كه خواستند امام را بكشند، اما خداى متعال مىخواست او را حفظ و براى روز موعود ذخيره كند . بارزترين حكمت غيبت و سر آشكارش در مورد امت ويژه (شيعهى اهل بيت) دادن فرصتى به ميراث داران ائمه بود كه مسؤوليت فكرى و علمى و سياسى خود را بر اساس فهم بشر غير معصوم، از قرآن اجرا كنند و ميراث فكرى را كه تجربهى معصومانهى پيامبر و امامان برجا گذاشته بود، انجام دهند . انديشهى بازگشت معصوم غايب در آخر زمان و ظهور دوبارهى وى در صحنهى اجتماعى و سياسى، براى ارزيابى تجارب گذشتهى غيرمعصومانهى بشر است . نيز كشف ميزان تاثير و صدق تعبير و درستى تجربههاى بشر و تحقق وعدهى الهى [در برقرارى عدالت كامل و حكومت صالحان] است . (7)
مفهوم انتظار فرج، مربوط به مهدى محمد بن حسن عسكرى است كه رانده شده و مخفيانه زيست و هنوز وجود شريفش در اين حال است . خدايا! در فرج ولىات; حجتبن الحسن، تعجيل فرما! و ارتباط فرج به امت از آن روست كه مهدى موعود (عج)، رهبر معصوم آنان است كه براى انجام وظيفهى خاص الهى آماده شده است . تقدير خداست كه پايان سرنوشت زمين، چنين باشد و حضرت عيسى عليه السلام او را كمك كند . بنابراين، حكمت وجود اين اعتقاد در شيعه روشن مىشود، گرچه سنيان به مهدى موعود (عج) و غايب كه رانده شده و نگران [وضع امت ] است، ايمان ندارند .
نشانههاى ظهور
احاديثى كه از نشانههاى ظهور مهدى سخن مىگويد، چه در كتب شيعه و چه سنى، غالبا دربارهى دو موضوع بحث مىكند:
نخست: حوادث مستقل و جداگانهاى كه رخ خواهد داد .
دوم: وضع اجتماعى و سياسى و تكنولوژى (فنآورى) كه جهان، پيش از ظهور دارد . به عبارت ديگر، وضع دنياى سياست و اجتماع و فنآورى پيش از ظهور را براى ما ترسيم مىكند .
در مورد رويكرد دوم، هر كه دربارهى نشانههاى ظهور پژوهش كند، درمىيابد كه جهان كنونى، از هر وقت ديگرى، به زمان ظهور نزديكتر است .
از جنبهى تكنولوژى، احاديث از جهانى سخن مىگويد كه در آن هواپيماهايى است كه مسافران را از كشورى به كشور ديگر مىبرند و ايستگاههاى راديويى به تعداد مردم دنيا وجود دارد كه مىتواند خبر را در آن واحد، براى تمامى دنيا پخش كند و تلفنهاى تصويرى هست و هر كه در مشرق است، صداى برادرش رادر مغرب مىشنود و چهرهى او را مىبيند و رايانههاى دستى وجود دارد كه داراى برنامههاى گوناگون است و دارندهاش را از همراه داشتن هزاران كتاب، بىنياز مىكند .
از جنبهى اجتماعى، احاديث از وضع اجتماعى سخن مىگويد كه زنان، لباس مدى پوشيده يا برهنهاند كه گوياى كشف حجاب يا آرايشهاى جاهلانه است و انواع منكرات به ظهور مىرسد كه پيش از پيدايش، آدمى تصورش را نمىكرد .
از جنبهى سياسى، سخن از كشف معبد هيكلسليمان مىگويد كه لازمهى بر پايى دولت اسراييل در دل جهان عرب و اسلام است . نيز وجود جنبشهاى اسلامى در جوامع مسلمان كه تلاش دارد حكومت اسلامى بر پا كند، اما بسيارى از افراد مجاهد زندانى مىشوند . همچنين از تاسيس دولتى در مشرق سخن مىگويد كه زمينه ساز دولت موعود است.
نوشته: سامى بدرى / ترجمه: عبدالله امينى





