تبليغاتX
کلکین انتظار - مهدى منتظر (عج) و سير تاريخى و نشانه‏هاى ظهور



آيا رهبر موعود از فرزندان اسحاق يا اسماعيل است؟ تفصيل سخن در اختلاف مسلمانان و مسيحيان و يهود، با تحقيق در اين مساله ممكن است: پيامبرى كه امى‏ها [ مردم يا اهالى ام‏القرى (مكه) ] منتظر اويند، عيسى است‏يا محمد صلى الله عليه و آله؟ وارث ابدى امامت ابراهيم كيست؟ آيا اسماعيل و ذريه‏ى برگزيده‏ى وى هستند يا اسحاق و فرزندان برگزيده‏ى او؟ و رهبر الهى كه بى‏آن‏كه گناهى كرده باشد، كشته مى‏شود و كشتن وى سبب هدايت‏بسيارى خواهد شد، كيست؟ چنان كه كشته شدن وى سبب حفظ و نشر دين مى‏شود و نسلى از ذريه‏ى او، روزگار درازى خواهند زيست و آينده‏ى روشن تاريخ بشريت، به دست آنان محقق خواهد شد .
علماى مسلمان و بسيارى از علماى يهودى و مسيحى، درباره‏ى «رهبر موعود از نسل كيست‏» و «پيامبر آخرالزمان كيست‏» بحث كرده و پيروى خود از پيامبر و اهل بيتش را اعلام نموده‏اند . (5)
درباره‏ى «كشته شدن رهبر موعود» ، مسيحيان پيرو «پولس‏» به تفسير متونى پرداخته‏اند كه ازمرد دردها و رنج‏ها سخن مى‏گويد و چنان كه قوچ ذبح مى‏شود، كشته خواهد شد . اينان معتقدند وى عيسى بن مريم است . اما تطبيق متون، متناسب با او نيست; زيرا عيسى، ذريه و نسلى نداشت كه روزگار دراز يا كوتاهى زندگى كنند

 .
اختلاف شيعه و سنى در رهبر موعود

شيعه معتقد است رهبر موعود، محمد بن حسن عسكرى است كه سال 256 هجرى متولد شد و والدش [امام] حسن عسكرى بر امامت وى تصريح كرده است . سپس به اذن خدا، او غيبت صغرى و كبرى مانند عيسى نمود . غيبت صغرى هنگامى بود كه خدا، وى را از نيرنگ حكومت عباسى نجات داد . وى از هنگام تولد، مخفى مى‏زيست و پدرش او را [از ديده‏ها ] پنهان مى‏كرد . پس از وفات پدرش در 261، شيعيان را توسط وكيلانش (نواب اربعه) راهنمايى مى‏كرد . نيابت اينان 69 سال (261- 329) به طول انجاميد .

غيبت كبرى، پس از وفات نايب چهارم (على بن محمد السمرى) آغاز شد . به هنگام وفات، وى به شيعه گفت: نايبى خاصى پس از او نخواهد بود تا خداى متعال، ولى‏اش را در آخر زمان ظاهر كند .
سنى‏ها معتقدند مهدى هنوز متولد نشده است و در آخرالزمان به دنيا مى‏آيد .
تفصيل سخن در اختلاف شيعه و سنى درباره‏ى ولادت رهبر موعود و اين‏كه وى فرزند [امام ] حسن عسكرى است‏يا در آينده متولد مى‏شود، با تحقيق در اين مساله ممكن است . پيامبر جانشين و اوصيايى معصوم دارد و نقل سخن پيروان از امامان‏شان پذيرفته مى‏شود; زيرا مانند پيروان مذاهب ديگرند كه به نقل از رهبران مذهبى خود، مسايل فقهى و تاريخى را روايت مى‏كنند .
تمامى شيعه از زمان قديم، اتفاق نظر دارند كه پيامبر از امامان نام برده، شمارشان را گفته و هر امام، امام بعدى را معرفى كرده‏است . [امام] حسن عسكرى خبر داده است فرزندى دارد كه وصى وى است و مهدى منتظر مى‏باشد .
گواه شيعه بر بيان امامت الهى اهل بيت توسط پيامبر، حديث ثقلين [كتاب الله و عترتى ] و حديث‏سفينه [مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح . . . ] است . دليل شيعه بر شمار امامان، حديث اثنى‏عشر [اثنى عشر نقيبا] است و گواه بر اين‏كه نخستين امامان الهى، على سپس حسن، بعد حسين‏اند، حديث غدير [من كنت مولاه فعلى مولاه] و حديث منزلت [انت منى بمنزلة هارون من موسى . . . ] و حديث كسا و حديث الحسن و الحسين سبط من الاسباط است كه همگى در احاديث معتبر سنى روايت‏شده‏اند .
گواه امامت نه فرزند [امام] حسين، احاديث وصيت در كتاب‏هاى معتبر شيعه است، مانند فرمايش امام باقر عليه السلام كه كلينى روايت كرده‏است:
يكون تسعة ائمة من ذرية الحسين بن على، تاسعهم قائمهم .
نه امام از فرزندان حسين بن على‏اند، كه نهمى قائم است .
امام صادق فرمود:
آيا مى‏پنداريد اوصياى ما هر كه را بخواهند وصى مى‏كنند؟ نه، والله! اين عهد و گفته‏اى به جا مانده از رسول الله درباره‏ى امامى پس از امامى ديگر است تا به وى [ مهدى موعود (عج) ] پايان پذيرد .
در خبرى ديگر است:
تا به صاحب الامر ختم شود . (6)
مشخصه‏ى سيره‏ى ائمه‏ى نه گانه، در اختيار داشتن كتاب‏هاى جامعه و جفر است كه امام على به نقل از پيامبر، در ديدارهاى خصوصى كه داشتند، نوشت و اخبار غيبى و كراماتى كه از امامان ديده شد كه جز از برگزيدگان مورد تاييد خداوند، ساخته نيست .
برادران اهل سنت كوشيده‏اند ادعاى نام بردن امامان و نخستين امام; على عليه السلام توسط پيامبر را رد كنند . اينان مى‏گويند: احاديث نبوى كه گواه ادعاى شيعه است، دلالت ندارد يا سند آن ضعيف است، اما علماى شيعى با سنى‏ها مناقشه كرده، اشتباه اهل سنت را بيان كرده‏اند .
برخى فرقه‏هاى شيعى به ويژه زيديه، امامت دوازده امام را نپذيرفته‏اند، اما علماى شيعى بدانان پاسخ داده‏اند .
برخى نويسندگان معاصرنيز مى‏گويند: مهدى متولد نشده است; زيرا فقط يك فرقه از دوازده فرقه‏ى پيرو حسن عسكرى، معتقد به ولادت مهدى‏اند . «نوبختى‏» در كتاب «فرق الشيعه‏» و اشعرى شيعى در «المقالات و الفرق‏» چنين گفته‏اند .
جواب اينان را به تفصيل در كتاب «حول امامة اهل البيت و وجود المهدى‏» داده‏ام .
غيبت‏به معناى وا نهادن عمل به احكام اسلامى نيست
غيبت‏به معنى توقف عمل به احكام اسلام نيست . چگونه مى‏تواند چنين باشد، در حالى كه وجود اوصياى پيامبر، براى حفظ اسلام است تا راهى صحيح براى كسانى باشد كه مى‏خواهند به دين عمل كنند . امامان اين وظيفه را به بهترين صورت انجام داده‏اند، بدين سان كه گروهى امين را براى فراگير علوم تربيت كرده‏اند .
پذيرش حكومت‏بر جامعه‏ى اسلامى توسط امامان، جزئى از فعاليت‏هاى اينان بود، اما شرط اساسى براى پذيرش حكومت ، كه وجود ياورانى شايسته و پيرو امامان است، فراهم نشد . چنان كه امير مؤمنان فرمود:
اما والذى فلق الحبة و براالنسمة، لولا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر لالقيت‏حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكاس اولها .
سوگند به آن‏كه دانه را شكافت و بشر را آفريد! اگر بيعت كنندگان نبودند و ياران، حجت‏بر من تمام نمى‏نمودند، رشته‏ى كار را از دست مى‏گذاشتم و پايانش را چون آغازش مى‏انگاشتم .
غيبت امام، راه چاره‏اى الهى در برابر مكر عباسى‏ها بود كه خواستند امام را بكشند، اما خداى متعال مى‏خواست او را حفظ و براى روز موعود ذخيره كند . بارزترين حكمت غيبت و سر آشكارش در مورد امت ويژه (شيعه‏ى اهل بيت) دادن فرصتى به ميراث داران ائمه بود كه مسؤوليت فكرى و علمى و سياسى خود را بر اساس فهم بشر غير معصوم، از قرآن اجرا كنند و ميراث فكرى را كه تجربه‏ى معصومانه‏ى پيامبر و امامان برجا گذاشته بود، انجام دهند . انديشه‏ى بازگشت معصوم غايب در آخر زمان و ظهور دوباره‏ى وى در صحنه‏ى اجتماعى و سياسى، براى ارزيابى تجارب گذشته‏ى غيرمعصومانه‏ى بشر است . نيز كشف ميزان تاثير و صدق تعبير و درستى تجربه‏هاى بشر و تحقق وعده‏ى الهى [در برقرارى عدالت كامل و حكومت صالحان] است . (7)
مفهوم انتظار فرج، مربوط به مهدى محمد بن حسن عسكرى است كه رانده شده و مخفيانه زيست و هنوز وجود شريفش در اين حال است . خدايا! در فرج ولى‏ات; حجت‏بن الحسن، تعجيل فرما! و ارتباط فرج به امت از آن روست كه مهدى موعود (عج)، رهبر معصوم آنان است كه براى انجام وظيفه‏ى خاص الهى آماده شده است . تقدير خداست كه پايان سرنوشت زمين، چنين باشد و حضرت عيسى عليه السلام او را كمك كند . بنابراين، حكمت وجود اين اعتقاد در شيعه روشن مى‏شود، گرچه سنيان به مهدى موعود (عج) و غايب كه رانده شده و نگران [وضع امت ] است، ايمان ندارند .
نشانه‏هاى ظهور
احاديثى كه از نشانه‏هاى ظهور مهدى سخن مى‏گويد، چه در كتب شيعه و چه سنى، غالبا درباره‏ى دو موضوع بحث مى‏كند:
نخست: حوادث مستقل و جداگانه‏اى كه رخ خواهد داد .
دوم: وضع اجتماعى و سياسى و تكنولوژى (فن‏آورى) كه جهان، پيش از ظهور دارد . به عبارت ديگر، وضع دنياى سياست و اجتماع و فن‏آورى پيش از ظهور را براى ما ترسيم مى‏كند .
در مورد رويكرد دوم، هر كه درباره‏ى نشانه‏هاى ظهور پژوهش كند، درمى‏يابد كه جهان كنونى، از هر وقت ديگرى، به زمان ظهور نزديك‏تر است .
از جنبه‏ى تكنولوژى، احاديث از جهانى سخن مى‏گويد كه در آن هواپيماهايى است كه مسافران را از كشورى به كشور ديگر مى‏برند و ايستگاه‏هاى راديويى به تعداد مردم دنيا وجود دارد كه مى‏تواند خبر را در آن واحد، براى تمامى دنيا پخش كند و تلفن‏هاى تصويرى هست و هر كه در مشرق است، صداى برادرش رادر مغرب مى‏شنود و چهره‏ى او را مى‏بيند و رايانه‏هاى دستى وجود دارد كه داراى برنامه‏هاى گوناگون است و دارنده‏اش را از همراه داشتن هزاران كتاب، بى‏نياز مى‏كند .
از جنبه‏ى اجتماعى، احاديث از وضع اجتماعى سخن مى‏گويد كه زنان، لباس مدى پوشيده يا برهنه‏اند كه گوياى كشف حجاب يا آرايش‏هاى جاهلانه است و انواع منكرات به ظهور مى‏رسد كه پيش از پيدايش، آدمى تصورش را نمى‏كرد .
از جنبه‏ى سياسى، سخن از كشف معبد هيكل‏سليمان مى‏گويد كه لازمه‏ى بر پايى دولت اسراييل در دل جهان عرب و اسلام است . نيز وجود جنبش‏هاى اسلامى در جوامع مسلمان كه تلاش دارد حكومت اسلامى بر پا كند، اما بسيارى از افراد مجاهد زندانى مى‏شوند . هم‏چنين از تاسيس دولتى در مشرق سخن مى‏گويد كه زمينه ساز دولت موعود است.

نوشته: سامى بدرى / ترجمه: عبدالله امينى

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط محمد حسن محقق;  | 

هر گونه کپی برداری با ذکر منبع آزاد است