ولو أنّ اشياعنا و فقّهم اللّه لطاعته، على اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد عليهم لما تأخّر عنهم اليمن بلقائنا.(11)
امام صادقعليه السلام: هُم اطوع له من الأَمة لسيّدها.(12)
4- تأسّى
پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله: طوبى لمن أدرك قائم أهل بيتى و هو يأتمّ به فى غيبة قبل قيامه.(13)
برخى از صفات حضرت كه در آنها بايد به ايشان تأسّى نمود عبارتند از:
- تقوا
امام رضاعليه السلام: يكون.... أتقى الناس(14)
امام صادقعليه السلام: من سرّه أن يكون من أصحاب القائم فلينتظر وليعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر(15)
- عبادت
امام كاظمعليه السلام: يعتاد مع سمرته صفرة من سهر اللّيل بأبى من ليله يرعى النجوم ساجداً و راكعاً - مهدىعليه السلام بر اثر تهجد و شب زنده دارى رنگش به زردى متمايل است، پدرم فداى كسى باد كه شبها درحال سجده و ركوع، طلوع و غروب ستارگان را مراعات مىكند.(16)
- سخت كوشى و جهاد
امام رضاعليه السلام: المجاهد المجتهد...(17)
- زُهد
امام صادقعليه السلام: ما لباسُه الاّ الغليظ ولاطعامه الاّ الجشب(18)
پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله: لايضع حجراً على حجر(19)
- عدالت
امام باقرعليه السلام: يعدل فى خلق الرحمان، البرّ منهم والفاجر(20)
- سخاوت
امام صادقعليه السلام: المهدىُّ سمح بالمال(21)
بخشندهاى است كه مال را به وفور مىبخشد.
امام رضاعليه السلام: يكون... أسخى الناس(22)
- موضعگيرى در برابر بدعتها
لا يدع بدعة إلاّ أزالها(23)
- نصيحت و خيرخواهى
الولىّ الناصح(24)
- صبر و بردبارى
عليه... صبرُ ايّوب(25)
امام صادقعليه السلام: هلك المستعجلون و نجى المسلّمون(26)
وظايف اجتماعى
اين وظايف در دو بخش قابل بررسى است:
الف - وظايف مردمى ب - وظايف حاكميت
الف - وظايف مردمى عبارتند از:
1- دفاع و حمايت از حركتهايى كه در جهت اهداف حضرت باشد مثل انقلاب اسلامى ايران
2- تكريم و بزرگداشت نام و ياد حضرت از راههاى:
- قرار دادن موقوفات
- برقرارى مجالس بزرگداشت (جشنها، دعاى ندبه،...)
- شركت در مجالس بزرگداشت
ب - وظايف نهادهاى حكومتى:
1- بسط فرهنگ مهدويت، از طريق راه كارهاى مناسب در:
- جهان (مسلمين و غير مسلمين)
- ايران
2- تئوريزه كردن فرهنگ مهدويت: از آن جايى كه امروزه تئوريهاى مختلفى در مورد پايان تاريخ مطرح است و تنور بحث «جهانى شدن» داغ مىباشد، بايستى حكومت جهانى امام زمانعليه السلام را با عنوان بهترين تئورى و كارآمدترين گزينه براى پايان تاريخ، به جهانيان معرفى كرد.
3- ارائه الگوهاى مناسب از حكومت دينى به جهانيان، تا اينكه در پرتو آن، جامعه جهانى به حكومت مهدوى علاقهمند شده و مهيّاى آن گردد.
4- فراهم ساختن زمينههاى مردمى براى ظهور حضرت يوطّئون للمهدى سلطانه
5- شناسايى اهداف حكومت جهانى (مانند: عدالت، بسط معنويت، امنيت، رفاه،...) و تلاش در بدست آوردن راه كارهاى مناسب براى نزديك شدن به آن اهداف.
6- نيروسازى
كارگرى منتظر واقعى است كه به اين نيت تلاش و كار مىكند كه جامعهاى با پايههاى قوى اقتصادى و در خور حكومت امام مهدىعليه السلام بسازد.
معلم و استادى منتظر واقعى است كه به اين نيت درس بدهد كه شاگردانى تربيت كند تا بازوان پرتوانى در حكومت جهانى باشند.
دانشآموزى، منتظر واقعى است كه درس بخواند تا در عصر ظهور بتواند بارى از دوش حضرت بردارد.
پدر و مادرى، منتظر واقعى است كه فرزندان خود را به گونهاى تربيت كند كه در خدمت اهداف حضرت باشند.
دانشجويى منتظر واقعى است كه فرا گرفتن تخصص خود را براى حكومت جهانى و تحمل مسئوليتى در آن جايگاه، قرار دهد.
روحانىاى منتظر واقعى است كه در مواعظ خود، مردم را تشنه و مهياى برقرارى حكومت جهانى نمايد.
چنانچه مردم از اولين روزهاى سياه غيبت با حال تباه خود آشنا مىشدند، عصر ظلمت اينگونه طولانى نمىشد.
همه مردم، بالاخص كسانى كه داراى وظيفه بيان اين گونه مسائل بودهاند و از گفتن آن غفلت يا تغافل ورزيدهاند، بايد سخت غمگين و شرمسار باشند. چرا ما به وظيفههاى دوران غيبت عمل نمىكنيم؟
پاسخ اين سؤال آن است كه ما به عصر غيبت خو گرفتهايم و به تيرگىها و تاريكىها عادت نمودهايم.
اعتياد و خو گرفتن انسان به هر چيزى، مانند مسئله فطرت و طبيعت انسان را به سوى آن جذب مىكند، به طورى كه گويى اراده و اختيار را از او گرفته است.
اين قدرت را خدا به انسان داده تا با خو گرفتن به خوبىها بدون زحمت به سوى آنها جذب شوند و از بدىها كناره گيرند.
لذا اميرالمؤمنينعليه السلام فرمود: العادة طبع ثان.
اعتيادهاى اجتماعى، قدرتى بسيار بيشتر از اعتيادهاى فردى دارند، يكى از عادتهاى شوم اجتماعى، خو گرفتن به وضع موجود است.
در حاليكه اگر كسى بتواند عادتهاى اشتباه را كنار زده و خود را به خصلتهاى ارزنده انسانى زينت دهد، به بهترين مقامات عالى دست مىيابد.
حضرت علىعليه السلام: بغلبة العادات الوصول الى أشرف المقامات.
ترك اعتياد اجتماعى و رها شدن از قيد و بند غفلت از ظهور حضرت انسان را به برترين مقامات مىرساند و در پرتو انتظار ظهور، نه تنها از قيد و بند غفلت از آن حضرت رها مىشود، بلكه غيبت براى او به منزله مشاهده، مىشود:
امام سجادعليه السلام: يا أبا خالد! إنّ اهل زمان غيبته، القائلون بإمامته، المنتظرين لظهوره افضل اهل كلّ زمان، لأن اللّه تعالى ذكره أعطاهم من العقول والأفهام والمعرفة ما صارت به الغيبة عندهم بمنزلة المشاهدة و جعلهم فى ذلك الزمان بمنزلة المجاهدين بين يدى رسول اللّهصلى الله عليه وآله بالسيف، اولئك المخلصون حقّاً و شيعتنا صدقاً والدعاة الى دين اللّه سرّاً و جهراً.
و قالعليه السلام: انتظار الفرج من أعظم الفرج.
..................پی نوشتها...............
1) كمال الدين، ص 645.
2) بحار، 51/156.
3) شورى، 23.
4) احتجاج، ج 2، ص 599.
5) كمال الدين، ج 2، ص 485.
6) بحار، ج 92، ص 330.
7) مكيال، ج 2، ص 450.
8) دعاى عهد.
9) دعاى ندبه.
10) دعاى افتتاح.
11) احتجاج، ج 2، ص 602.
12) بحار، ج 52، ص 308.
13) بحار، 51، 72.
14) الزام الناصب، ص 9.
15) بحار، 52، 140.
16) بحار، 86، ص 81.
17) جمال الاسبوع، 310.
18) غيبت نعمانى، 122.
19) الملاحم والفتن، 108.
20) منتخب الاثر، ص 310.
21) ملاحم و فتن، 137.
22) الزام الناصب، ص 9.
23) الزام الناصب، ص 233.
24) زيارت حضرت صاحب الامرعليه السلام.
25) امام صادقعليه السلام، عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 36.
26) غيبت نعمانى، 284.





